کی مشرک و گناه کار است

                                                                                                                                               

در سر لوحه قران نوشته اند و هر موءمن و مسلمان نه تنها روزانه پنج بار بلکه چندین بار میگوید ( اعوذ باالله من الشیطان الرجیم ) یعنی که پناه می خواهم به الله از شیطان رانده شده  محقیقین و فروشنده گان دینی اگر به  سوالی که چرا شیطان از بار گاه الله رانده شد و رانده شده است مواجه شوند همان پاسخ متحدالمالی را می دهند که گویا شیطان از امر الله که به همهء ملایک منجمله شیطا ن امر کرد که به آدم سجده نمایند و همهء ملایک به ادم سجده کر دند الی شیطان . این مو ضوع و یا این سوال  را اگر کمی دقیق شویم وآن را کاوش نماءیم از آن چنین نتیجه گیری را میتوان استنباط نماءیم .

در تمام ادیان ابراهیمی بصورت عام و در قران کتاب مسلمین بشکل خاص نه یک مرتبه بلکه دها مرتبه امده است که بزرگترین گناه که سخترین مجازات را در دنیا و اخرت نه تنها برای یک مسلمان بلکه برای کفار در قبال دارد آن گناهی است که انسان به الله شرک بیاورد و برایش شریک یا همنند و مثل بتراشد .مگر زمانیکه الله خودش آدم را از گل و لای چون مجسمهء درست کرد و بعد در بینی اش روح خود را دمید تا آنکه آ دم آدم شد و بعد خودش به همهء ملایک امر کرد که به ادم سجده کنید . مگر در قران خودش نگفته است که سجده کردن وبنده گی کردن به جزء از الله برای کسی و چیزی دیگری شرک و کفر است و مگر حدیث پیامبرش نیست که گفته است  (اگر سجده  بغیر از الله به دیگری جایز می بود میگفتم که زن باید به شوهرش سجده نماید واکنون این اثبات کننده ان است  که نخست از همه وحتی قبل از شیطان این خودش بوده که به خودش شرک آورده وملایک در بارش راهم مشرک ساخته است باری اگرخدای وجود داشته باشد و این همه ادیان با این همه طول وعرض اسمانی وحقیت باشند ایا می توان شیطان را ملامت ساخت وگنهکار دانست .

برای تحقیق در زمینه یک لحظه تصور کنیم که هم الله وهم تمام این ادین با تمام کیفیت های ان یک حقیقت محض اند  مگر شیطان یا ابلیس ایا در اول  عزازییل  که معنی بسیار عزت داده شده را میدهد نبود مطابق حکایات قران وسایر  کتب اسلامی بدون شک و تردید که جنین بود . بناء وقتی به ادم سجده نکرد وگویا از امر الله تمرد نمود این میرساند که عزازییل در همین لحظه بیشتر از الله میدانست زیرا عزازییل نمی خواست به الله  شرک بیاورد که هم نیاورد .حالا ایا بین شرک اوردن به الله وتمرد کردن از امر  الله تفاوت وجود دارد یا خیر . در مورد فوق به یکی از احکام و یا یک مطلب اسلامی مرا جعه می کنیم

در اسلام پنج اساس وجود دارد که رفتن به حج یکی ازین  اساسات است. یک فرد مسلمان چهار اساس دیگر را کاملا رعایت میکند یعنی کلمه میخواند  نماز میگذارد . روزه میگیرد وذکات هم میدهد استعداد حج رفتن را هم دارد اما حج نمی رود یا نمی خواهد برود  ایا چنین شخصی معادل با شیطان رجیم میشود  زیرا اگر منظور از تمرد کردن از امر الله باشد این هم یعنی به حج نرفتن یک جنین شخصی تمرد از امر الله است . اضافه بران مگر الله در قرانش نگفته است که الله بسیار توبه پذیر است مگر چگونه است که توبه عزازیلش را به طور مستمر نمی خواهد بپذیرد مگر این ادم نبود که او هم از امر الله سرپیچی وتمرد کرد  درین جا آدم این مخلوق الله دوجرم را مرتکب گردیده است یکی آنکه از امر الله سرپیچی وتمرد کرد زیرا الله برایش امر کرده بود که میوه فلان درخت را  نباید بخوری  و ادم از ان میوه خورد علاوه برانکه آدم از امر الله تمرد کرد بلکه به امر شیطان گردن نهاد یعنی حرف شیطان را بالاتر از امر الله