در جريان جنگهای ما بين علی و
معاويه و کشتارهای عقيدتی در سرزمينهای تحت کنترل آنان، کينه و انتقام در بسياری از خانواده های داغدار و
گرايشات مخالف رشد کرد و بسياری از آنان شروع به فعاليت سازمانيافته مخفی نمودند.
يکی از اين گروهها که از هواداران خوارج محسوب می شدند به اين نتيجه رسيدند که علل
اصلی سقوط اسلام و کشتارها عقيدتی، وجود رهبران ضلال است که روزگار خوش را از مردم گرفته اند. در اين
راستا آنان تصميم گرفتند که حاکمين جبار را ترور کنند. سه نفر به نامهای بن ملجم،
برک بن عبدالله و عمر بن بکر مامور شدند که هر يک به ترتيب امام علی، معاويه و
عمروبن عاص را ترور کنند. روز مقرر شده برای اين کار هفتم رمضان تعين شد. هريک با شمشيرهای زهرآگين بسوی
رفتند تا ماموريت خود را در روز مشخص شده انجام دهند. برک بن عبدالله و عمر بن بکر
به دلايلی نتوانستند سوژه های خود
را معدوم سازند ولی ابن ملجم که خود را به کوفه رسانده بود توانست با ياری يکی از
دوستان همفکر خود بنام شبيب ضربت
کاری را به پيشانی امام علی وارد
سازد. بعد از ضربت، ابن ملجم را نزد امام علی بردند و علی از او پرسيد چرا چنين
کردی؟ ابن ملجم گفت: شمشيرم را چهل صبحگاه تيز کردم و از خدا خواستم که بدترين و
پست ترين مخلوق خدا را با آن بکشم. علی گفت: خود نيز با آن کشته می شوی که بدترين
مخلوق خدای. (تاريخ طبری، ص 2681)
پس از نگاه شتابزده ای که بر
زندگی امام علی داشتيم، در ادامه سعی می کنيم با استناد به منابع مستند تاريخی،
نقش عمده وی را در سرکوب و کشتار مخالفان ، بهتر بشکافيم.
1)
قبيله يهودی « بنی قريظه» با
پيامبر اسلام قراداد دوستی و همکاری امضا کردند که بر اساس آن قرارداد اگر
دشمنانی از خارج به مدينه هجوم آوردند، اين قبيله موظف بود دوش به دوش لشکر
مسلمانان با آنها بجنگد. محمد پس از
چندی با قبيله بنی نضيرکه جزو قبايل
مدينه است به جنگ می پردازد و از
قبيله بنی قريظه کمک می خواهد. اين قبيله سر باز می زند و خود را در صورتی مسئول و
ملزم به اجرای قراداد همکاری می
داند که دشمنان خارجی به مدينه حمله ور شوند. محمد خشمگين می شود و به امام علی دستور می دهد که در راس لشکری به آنجا رفته و آنها را
حسابی گوشمالی دهد. امام علی نيز پس از فتح قبيله « بنی قريظه » به همراه ساير
لشکران اسلام بيش از 700 نفر تا 900
نفر از مردان قبيله را در مقابل
گودالهای که از پيش کنده شده بود سر می زنند. ( تاريخ طبری، جلد 3 ، ص 1088)
2)
امام علی و يارانش در يک روز، 2500 نفر از خاندان « ازد» را سر بريدند، به
نحوی که کسی زنده نماند تا ديگری را دلداری دهد. (مروج الذهب،جلد اول، ص 729)
« روح الله خمينی»،
رهبر حکومت اسلامی ايران، 14 قرن بعد از کشتار خوارج چنين گفت: يوم
الله واقعی روزی است که امير عليه السلام شمشيرش را کشيد و خوارج را از اول تا به
آخر درو کرد و تمامشان را کشت. ( سخنرانی خمينی در سال 1361 بمناسبت سا لگرد
پيامبر اسلام)
4 ) امام علی در نبردی بنام « ليله الحرير» چيزی بالغ بر تن 500
تا 900 نفر کشت.
( منتهی الامال ،
جلد اول، ص 153)
5) عبدلله خررمی
با 70 نفر از همراهانش از بيم جان
به دژی پناه برد. به دستور امام علی، دژ به آتش کشيده شد که در جريان آن تمامی اين
افراد زنده زنده در آتش سوختند؛ بطوری که بوی گوشت بريان شده اين انسانهای نگون
بخت در هوا پخش و مردم را آزار داد.
(علی مرزی
نامتناهی، حس صدر، ص 199)
6 ) بعد از مرگ محمد پيامبراسلام، عده ای از مردم
قبايل از اسلام برگشتند و عوامل پيامبر اسلام را کشتند و از شادی مرگ محمد به زنانشان فرمودند که دستان خود را حنا بگذارند.
( قصص النيا
نيشاپوری، ص 455) .
ابوبکر ، عمر و علی بفوريت دستور دادند که
هر که از دين برگشته، گردن زنند و با آتش بسوزانند و زن و بچه اشان را به اسارت
برند (تاريخ طبری، جلد 4 ص 1379، 1380، 1394 ، 1407 و جلد 6 ، ص ص 2420 و 2665) . در جريان اين کشتارها، شمشيرهای خالد ابن وليد و امام علی
برنده تر از ديگران عمل کرد. تاريخ
طبری درباره ی کشتارهای
« خالد بن وليد»
می نويسد: " آنانکه دست رنگ کرده بودند و شادی و شعف در اثر درگذشت پيامبر
اسلام نشان داده بودند همه را بکشت و به آتش بسوخت و فرمود تا سرهايشان گرد کنند و
پايه ديگ کنند و آتش در تن های ايشان زد و همه را بسوخت". همين کتاب در مورد
نقش علی در سوزاندن اجساد مردم در جريان اين کشتارها می نويسد: " علی تنهای
آنان را در آتش سوزاند و خاکستر نمود." (تاريخ طبری، جلد چهارم ص ص 1380 و 1464 و جلد ششم صفحات 2420
تا 2265)
1) شاعری بنام « حويرث بن نقيذ » که با سخنان شيوا و
افشاگريانه ی خود موجبات اذيت و آزار محمد پيامبر خدا را برانگيخته و همچنين شتر دختران محمد، فاطمه و ام
کلثوم را رَم داده بود به فرمان محمد رسول خدا و توسط علی امام اول شعيان، در جريان يک توطئه به قتل رسيد. (رجوع شود به تاريخ طبری ج 3 ص 1188 و
سيره ابن هشام ج 2 ص 273)
2) پيرمردی بنام «
مغيره » که از ترس محمد گريخته بود، بوسيله
امام علی دستگير و سر بريده شد. (دفتر زنان پيغمبر، عمادزاده ص ص 316 و 317)
3) امام علی شاهرگ
مردانی را بريد و بمانند مرغان نيم بسمل آنان را در بيابان رها کرد تا با شکنجه
بميرند. ( امام علی، عبدالفتاح، جلد 5، ص 27)
4) پس از شکست
ائيل، محمد پيامبر اسلام به علی
دستور داد که نضر پسر حارث را سر بريدند. همينطور در منطقه ای ديگر بنام الظيه از
ميان اسرا، عتبه پسر ابی معيظ بدستور محمد و بدست علی سر بريده شد. (دفتر منتهی
الامال، جلد اول، ص 57)
5) مردی بنام عتبه
که بخاطر عدم پخش مساوی غنائم بين لشکر اسلام به صورت محمد تف کرده بود، بوسيله
علی سر بريده شد. (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1103)
امام علی يکی از
مشاوران نزديک عمر (خليفه دوم مسلمانان)
در هنگام حمله لشکر اسلام به ايران بود. زمانی که عمر می خواست خود شخصا در اين جنگها حاضر شود، امام
علی به او گفت: " تو سر اين سپاهی اگر بروی و کشته شوی، سپاه اسلام متلاشی می
شود. تو بايد مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد. ايرانيان
بدانند که اين نيرو پشت دارد" (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1943 و 1945، اخبار
الطول ص 147 و نهج البلاغه ص 443 – 446).
عمر که داما د
امام علی بود و روی حرفهای وی حساب می کرد پيشنهاد وی را پذيرفت و در دارالخلافه
ماند و در راس لشکريان اسلام
فرماندهان با تجربه و خونريزی گمارد و به طرف ايران گسيل داشت. پس از شکست
ايرانيان و پيروزی لشکريان اسلام، علی خطا ب به مردم کوفه گفت: ای مردم کوفه، شما
شوکت عجمان را برديد. (تاريخ طبری، جلد 6 ص 2208)
پس از پايان سلطنت
3 تن از خلفای مسلمانان (ابوبکر،عمر، عثمان) نوبت سلطنت امام علی رسيد که بسيار لرزان و کوتاه بود. اختلافات معاويه و علی بر سر قدرت بالا گرفت و
سبب ساز جنگهای طولانی گرديد. علی جهت تامين مخارج اين جنگها مجبور بود که باج و خراج بيشتری از ايرانيان اخذ کند.
اين فشارها موجب قيامها و مقاومتهای دليرانه از سوی شهرهای مختلف ايران شد بطوری
که امام علی بی رحم ترين سرداران خود، از جمله « خليد بن طويف» ، « زياد ابن ابيه » را بسوی خراسان، فارس،
ری ، آذربايجان و ساير شهرها و بلاد اعزام داشت.
در ادامه به مواردی از سرکوب قيامهای مردم ايران در
زمان خلافت امام علی می پردازيم:
·
در زمان امام علی، مردم استخر چندين
بار قيام کردند. امام
علی در يکی از آن موارد «عبدالله بن
عباس» را در راس لشکری به آنجا گسيل داشت و شورش تودهها را در سيل خون فرونشاند
(فارسنامه ابن بلخی، ص 136). در مورد ديگر که مردم استخر شوروش کردند، امام علی «
زياد بن ابيه » که از خونخواری و
آدمکشی به انوشيروان دوم لقب گرفته بود به آنجا گسيل داشت تا به سرکوبی اين قيام
بپردازند. در مورد جنايات و کشتار مردم استخر توسط زياد بن ابيه
کتابها و روايت زيادی نوشته و نقل شده است(رجوع کنيد به کتاب مروج الذهب، جلد دوم
ص29).
·
در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نيز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام
علی را از شهر خود بيرون کردند.
امام علی مجددا زياد بن ابيه را به آنجا گسيل داشت و لشکريان وی از هيچ جنايتی فروگذاری
نکردند. (تاريخ طبری، جلد 6، صفحه 2657 و يا فارسنامه، ص 136)
·
مردم خراسان نيز در زمان امام علی برای چندين بار قيام کردند و چون چيزی
نداشتند بعنوان باج و خراج بپردازند، از دين اسلام برگشته و به مقاومت سخت و
جانانه ای دست زدند. امام علی «جعده
بن هبيره» را بسوی خراسان فرستاد. او مردم نيشاپور را محاصره کرد تا مجبور به صلح
شدند. ( تاريخ طبری، جلد 6، ص 2586 و فتوح البلدان ص 292)
·
در زمان امام علی مردم شهر ری نيز سر به طغيان برداشتند و از پرداخت خراج
خوداری کردند. امام علی، «ابوموسی» را با لشکری زياد به سرکوب شوروش فرستاد و امور
آنجا را بحال نخستين برگرداند. ابوموسی پيش از اين طغيان نيز، يکبار ديگر بدستور امام علی به جنگ
مردم شهر ری گسيل شده بود.
(فتوح البلدان ص 150)
·
به روزگا ر خلافت علی بن ابی طالب، چون پايان سال 38 و آغاز سال 39 بود، حارث
بن سره عبدی، به فرمان علی لشکر به خراسان کشيد و پيروز شد، غنيمت بسيار و برده ی
بی شمار بدست آورد. تنها در يک روز، هزار برده ميان يارانش تقسيم کرد. لکن سرانجام
خود و يارانش، جز گروهی اندک، در سرزمين قيقان (سرحد خراسان) کشته شد. (فتوح البلدان،
بلاذری)
·
علی بن ابی طالب، عبدالرحمن بنی جز طائی را به سيستان فرستاد. لکن حسکه حبطی
وی را بکشت، پس علی فرمود: بيايد که چهار هزار تن از حبطيان را به قتل رسانيم. وی
را گفتند: حبطيان پانصد تن هم نشوند.
(فتوح البلدان، بلاذری)
·
علی ولايت آذربايجان را نخست به سعيد بن ساريه خزاعی و سپس به اشعث بن قيس
داد. يکی از شيوخ آذربايجان نقل می کند که وليد بن عقبه همراه با اشعث بن قيس به آذربايجان می آيند . و
چون وليد آن ديار را ترک کرد ، مردم آذربايجان قيام کردند. اشعث از وليد طلب ياری
کرد و وليد برای ياری وی سپاهی از کوفه به در آنجا گسيل داشت. اشعث، حان به حان
(حان= خانه به خانه) فتح کرد و پيش رفت. و پس از فتح آذربايجان گروهی از تازيان
اهل عطا را بياورد و در آنجای ساکن ساخت و آنان را فرمان داد که مردم را به اسلام
خوانند. (فتوح البلدان، بلاذری)
بايگانی در سايت باهماد ايرانيان خردگرا
http://www.kaafar.com/