]
پاسخ پارميس سعدی به نامه دوستان دانشجو[
خردگرايي
به مفهوم بهره گيري از نيروي تعقل و
انديشه و كنار گذاشتن دگم گرايي است. فرد خرد گرا همواره در برخورد با مسائلي كه
با باورهاي او در تضاد است به جاي جبهه گيري سعي مي كند در آن باره بينديشد و سپس
با تجزيه و تحليل منطقي درست را از نا درست تشخيص دهد.شخص خرد گرا هيچگاه به اعتقادات خود به عنوان اصلي مسلم نمي
نگرد. تجزيه و تحليل منطقي يكي از اصلي ترين مباني خرد گرايي است. مرحوم كسروي مي گويد خرد خارج از
انسانهاست ‘ اما بر خلاف آن من
معتقدم كه خرد جدا از انسانها وجود ندارد. و خرد چيزي جز محصول انديشه و تعقل نيست
. و خرد نمي تواند دست مايه خود را از دين بگيرد. چرا كه دين دست پرودهُ انسانهايي
است كه حس قدرت طلبي در آنها زياد بوده است و با توسل به اين شيوه نه تنها در زمان
خود بلكه پس از مرگ خود نيز بر مردم حكمفرمايي كرده اند. چون دين دست پرودهُ يك
تماميت خواه به نام پيامبر است نمي تواند در همهُ زمانها و در همهُ امور كار ساز
باشد. براي نمونه در نظر بگيريد قانون قطع كردن دست دزدان پيش از اسلام رايج بود .
چرا كه دارايي عرب از مشكي آب و چند
خورده ريز تجاوز نمي كرد اگر دزدي اين سرمايه اندك را مي ربود آن عرب بدبخت چاره
اي جز مردن نداشت. حال توجه كنيد اگر محمد در جامعه اي غني زندگي مي كرد آيا اين
قانون بدوي را به اسم قانون خدا وارد قرآن مي كرد؟ پس خرد نمي تواند دست مايه خود
را از دين بگيرد. بلكه استفاده از خرد جمعي وسيله ايست كه درصد اشتباه را كم مي
كند. يك فرد خرد گرا يك فرد پويا ست كه هميشه سعي مي كند خود را در معرض ديدگاههاي
گوناگون قرار دهد. و از اينكه ادعاهايي بر خلاف ايده خود بشنود هراس ندارد. يك خرد
گرا هميشه با در نظر گرفتن روابطي كه بين پديده ها هست از يك چيز به يك چيز كلي تر
مي رسد. در بسته قبول كردن يك چيز دور از خرد گرايي است. خيلي ساده مي توان متوجه شد كه دينها در
اولين قدم با خرد گرايي در مبارزه بوده اند. چرا كه پيامبران مدعي بوده اند كه حرف
آنها حرف خداست و چون و چرا را يكي از مايه هاي گمراهي مي دانستند. پيامبر اسلام نيز
گاهي كه از جواب دادن عاجز مي شد مي گفت پيش از شما نيز كساني در اين امور شك
كردند كه به گمراهي رسيدند. در مر حله بعدي ادعاي خود متوسل به حقه هايي به نام
معجزه مي شدند كه پذيرفتن معجزه نيز دليلي بر عدم خرد گرايي است. چون قانون علت و
معلول كه بر سر تاسر گيتي حكم فرماست نمي تواند تنها و تنها يك بار از دريچه ديگري عمل كند. بنا بر اين
سابقه ذهني از رويدادهايي كه تا كنون اتفاق افتاده يكي از دست مايه هايي است كه
خرد از آن بهره مي گيرد. و در بر خورد با مسائلي كه براي اولين بار پا به عرصه
ظهور مي گذارند از خرد جمعي به روش آزمايش و خطا استفاده مي شود. خرد جمعي هيچگاه
نمي تواند در جهتگيري منافع فردي گام بردارد. بنا بر اين تبعات آن اگر هم گاهي
دچار خطا شود چون محصول خرد ورزي تعداد افراد بيشتري است با پيش زمينه هاي ذهني
متفاوت ‘آثار آن فاجعه بار نخواهد بود. از طرفي چون آن را قانون خدا و لايتغير نمي
دانيم فرصت بازنگري در آن را خواهيم داشت .وقتي به خرد گرايي به طور كل نگاه كنيم
يك جامعه خرد گرا جامعه ايست كه هميشه آماده است تا اطلاعات خود را همراه با كشفيات جديد به روز در بياورد.
بنابر اين تبعات بد خردگرايي جمعي به سادگي قابل جبران است. با اميد بهروزي براي
شما دوستان عزيز
پارميس
سعدي
parmisin@yahoo.co.uk
( اين نوشته
در تارنماى اينترنتى باهماد ايرانيان خردگرا www.kaafar.com آرشيو خواهد شد )
---------------
روشنگران واقعی ايران،
سلامهای قلبی ما را
بپذيريد.
سايت شما در دانشگاه
ما بحث روز است. با وجود مشکلات فنی و امنيتی هيچ مطلبی نيست که ناخوانده باقی
گذاشته باشيم.
ما در حاليکه هر کدام
عقايد ويژه خود را نسبت به سايت باهماد داريم اما در نکات و يا بهتر بگويم مشکل
زير با هم متفقيم و به همين منظور تصميم به ارسال اين نامه جمعی گرفته ايم.
مشکل ما در تعريف
خردگرايی و خردورزيست.
شماری از ما، قبل از
مراجعه به سايت شما، هر چند نه جامع اما تعريفی از آن داشتيم (عقل بعنوان مرجع در
توضيح پديده ها و نه وحی) تقريباَ همان تعريفی که همکار شما پشوتن ايرانشهری در
خردگرا و خردگرايی؟ پاسخ به آقای عبدالهی در بخش سوالات داده است و همان طور که
خود نيز ذکر کرده بيشتر از کتاب درخششهای تيره گرفته است. اما همکاران ديگرتان
مثلاَ بابک نقد ( ما از گفتمانهای او با خانم خاوری و ديگران بسيار آموخته ايم) از
انواع! خرد يعنی خرد الهی/ملکوتی، خرد انسانی و خرد نقاد نام می برد.
استوار غلام دانايی،
که قدردانی همه ما را بخاطر نوسته های پرمغزش نسيب خود دارد، چنان برخورد می کند
که انگار خردگرايی معادل است با الحاد و اگر کسی ملحد نباشد خردگرا نيست.
وقتی به خانم پری
دشتستانی می رسد شايد هيچ خبری به اندازه نوشته ايشان ما را ذوق زده نميکند. قلم
ايشان پرتوانا، شاد، با ذوق و سرشار از آگاهی و دانش روز است. اما متاَسفانه هيچ
تعريفی تا کنون از خردگرايی ارايه نداده اند.
در هر حال ضمن تشکر و
سپاس از همه شما و همچنين آقای کوهی، آقای افشين زند بخاطر افشاگيريهايش، خانم
پارميس سعدی و دکتر روشنگر بخاطر تحقيقات پر بار خود و همه دست اندرکاران سايت، ما
در اين نامه برآن نيستيم که انتقاد و يا سنجشگريی در رابطه با نوشته های شما ارايه
دهيم اين را به بعد موکول می کنيم. همان طور که منظور شد، سوال ما از شما در رابطه
با خردگرايی و خردگراست.
خردگرايی چيست؟ و
خردگرا چه کسی ست؟
مسؤل محترم نامه ها لطف کنيد و اين
سؤال را برای همه همکاران باخ ارسال کنيد.
ما بی صبرانه منتظر
پاسخ تک تک شما هستيم، لطف کنيد تعريف خود را از دو مقوله فوق هر چند کوتاه و
مختصر و اگر شده حتی در يک پاراگراف ارايه دهيد.
افتخار به تک تک شما
دوستداران روشنگری
گروهی از دانشجويان
دانشگاه صنعتی
تهران- ايران