سا يت خدا پسندانه ای داشته باشيد

 

بسمه تعالی

بنده يک طلبه ی شيعه ازحوزه علميه قم هستم که مدت مديدی است سايت نحس شماراديده ام. بسياربرای شما متاسفم که به اين وضع اسفناک دچار شده ايد.

واقعأ چه مقصودی داريد؟ اسلام چه بدی هائی درحق شما کرده است که پزکافربودن را می دهيد؟ ممکن است برای جلب توجه اقدام به اين کارمی کنيد؟ اما دردرون قلب تان چه می گذرد؟ آيا از خداوند متعال نمی ترسيد؟ درروز محشرجواب خداوند متعال را چه خواهيد داد؟ درهنگام روبروشدن با نبی اکرم ـ حضرت محمد (ص) وحضرت علی (ع) چه جوابی خواهيد داد؟ آيا به آن روز فکرکرده ايد؟

 

دست ازاين کارها برداريد وتوبه کنيد. انسان ازآينده اش خبرندارد وهرآن ممکن است از دنيا برود وآنوقت ممکن است برای توبه کردن ديرباشد. مطمئن باشيد هيچوقت برای توبه کردن دير نيست حتی برای شما باصطلاح کافران. دردنيا هيچ چيزبهترازاسلام نيست چون دين خوبی هاست. دين درستکاری، دين ايمان، نيکوکاری است. چرا بجای پرداختن به کتابهای سلمان رشدی مرتد وکسروی معدوم، کتابهای اسلامی ارزشمند را درسايت نمی گذاريد؟ کتاب های عالمانی چون شهيدمطهری، آيت الله جوادی آملی ومصباح يزدی والی آخررا تا سايت خدا پسندانه ای داشته باشيد.

انشاءالله پروردگارعالم همه را براه حق وحقيقت هدايت بفرمايد.

سيد جواد صفدری ازقم

 

پاسخ:

جناب مستطاب اقا سيد جواد صفری

طلبه باايمان شيعه حوزه ی علميه ی قم

محترمأ خدمت آن عاليجناب عــّـزت نشان معروض می دارد

اول اينکه برادر بد نديده چرا سايت مارا نحس خوانده ای؟ توکه ازما گله می کنی که " اسلام چه بدی هائی درحق شما کرده است؟" به ما بگو که ما زنديقان روزگار چه هيزم تری به حضرتعالی فروخته ايم که همينطور کشکی کشکی سايت قشنگ ومامانی مارا نحس خوانده ای؟ آقا ترا به همان قرآنی که قبولش داری وما نداريم راست بگو تو سايت مارا درست وحسابی خوانده ای؟ از يک آدم عاقل بالغ مثل جنابعالی بعيد است که راست بنشيند وکج بگويد. فکرمی کنی با اين کارها خدايت اجرت می دهد. آسيد جواد قربان جــدت بروم توکه خودت اهل علوم نقلی ولدنــّی هستی وبهترازما می دانی که معنای کلمه ی نحس چيست؟  ازنظرشرع مقدس شما نحس ازنجس وحشتناکتراست. بطوريکه تو يک چيز نجس را می توانی ببينی ولی اگر چيزی نحس را ديدی بايد کفــّـاره (جريمه) بدهی. با اينهمه نحوست من نمی دانم شما سيد حسينی چگونه رفته ای وسايت ما را زيارت کرده ای؟ می دانی سيد جان وقتی می فرمائی "سايت نحس شما" معلوم است که سرکار قبلآ قضاوت خود را کرده وتصميم خود را گرفته ای وديگر حاضربه بحث وتبادل نظر نيستی: "يا مسلمان بشو؛ يا جزيه بده؛ يا با شمشيربرهنه کـــُشته بشو!"

 

گفته ای که " بسياربرای شما متاسفم که به اين وضع اسفناک دچار شده ايد." متاسف نباش عزيزم! وضع ما اينقدرها هم که توفکرمی کنی بد نيست. درست است که ما از بی عدالتی موجود دراين دنيای کله پا پـَکَريم، ولی لااقل سعی می کنيم به ندای عقل خود، وبه  دستاوردهای علمی وتجارب بشری جواب بدهيم وخودمان را اسير اوهام وخرافات مذهبی وخدا يا خدايان خود ساخته نکنيم. سيد جان اگر بدت نمی آيد بايد بگويم که حقيقتأاين کنيزکمترين برايت متاسف است. بهرحال بدل نگير. سعدی فرمايد:

يکی جهود ومسلمان نزاع می کردند

چنانکه خنده گرفت ازنزاع ايشانــــم

به طيره گفت مسلمان گراين قباله ی من

درست نيست، خدايا جهود می رانم

جهود گفت به توراة می خورم سوگند

که گرخلاف کنم همچو تو مسلما نم

 

پرسيده ای " واقعأ چه مقصودی داريد؟" خيلی ساده بگويم مقصود ما به چالش طلبيدن هرنوع بردگی واسارت فکری است. هدف ما دروهله اول خود آموزی است وبعد روشنگری وايجاد بديلی دربرابر انحصارطلبی فکری ـ چه ازنوع مذهبی ـ اسلامی اش وچه ازنوع مرامی ـ مسلکی آن. آرزوی ما اين است که همه مان مخالفين فکری خود را درکنارخويش بپذيريم وسرمان را لای برف نکنيم وبگوئيم "مرغ يک پا داره." جناب آقای صفدری، دوران ما دوران کثريت عقايد وديدگاه هاست. مرغ نه تنها دوپا بلکه چندين پاودست وبال دارد. اگرفرزندان زمان خود هستيم نه تنها بايد تفاوت ها را تحمل کنيم بلکه بالاترآن بايد به تفاوت ها عشق بورزيم که بدون تفاوت زندگی پايان می پذيرد. خواهش می کنم تکفيررا کنار بگذاری و نحوست ما را به دل نگيری و بخش ما کيستيم را درهمين سايت بخوانی وبه ندای دل اين خدمتگار فقير خودت گوش فرادهی که:

"تاچند گويی ما وبس

کوته کن ای رعنا وبس

نه خود تويی زيبا وبس

ما نيزهم بد نيستيم."

 

درپاسخ پرسش ديگرتان که " اسلام چه بدی هائی درحق شما کرده است که پزکافربودن را می دهيد؟" بايد خدمتتان عريضه نگارشوم که اولأ ما پزکافربودن نمی دهيم، ما کافرمطلق وبقول شما کافرحربی هستيم که ازديدگاه شما گويا قتل مان واجب عينی است ولی فعلأ که دست اغيار به ما نمی رسد. دوم اينکه ما بدترين کاری که اسلام شما درحق ما کرده مادرو پدرکشتگی است که اززمان حضرت محمد (ص) آغازشد ودرزمان عــُمربن خطاب، با کشتارجمعی مان ودرب وداغان کردن شهرها مان مارا بصورت ملتی مغلوب و توسری خوردرآورد. درزمان خمينی، زورزورکی پياده کردن اسلام ناب محمدی هم انسان ها را کـُشت وهم ايده ها را نابود کرد وهم سرچشمه ی  عاطفه را تا دلت بخواهد خشکاند. با وجود اين ما، به عنوان انسان های خرد گرا با اسلام بخودی خود دشمنی نداريم ما با پديده ای بنام دين، بعنوان عامل اسارت روحی وتخدير مردم، سرناسازگاری داريم. با وجود اين، ماحتی اگر ببينيم درگوشه ای از اين کره ی خاکی زنی يا مردی بخاطردين يا عقيده اش (ازجمله مسلمان بودنش) تحت تبعيض قرار می گيرد، به نام نامی حقوق بشرصدای خودمان را بلند می کنيم وهای وهوی راه می اندازيم. مخالفت ما بادين بطورعام واسلام بطورخاص جنبه ی فلسفی دارد. ما برعکس شما که ما را نحس می شماريد، نه شما ونه اسلام را نحس ونجس نمی دانيم. چالش ما يک چالش فلسفی است: آن طرف جوی بايست؛ ما هم اينطرف جوی می ايستيم می گوئيم و می شنويم. بعلاوه نفی دين وخدا ازنظرما اثبات زندگی وحق شاد وآزاد زيستن انسان است.

 

واما جناب آقای صفدری عجب از کمالات جنابعالی! شما پرسيده ايد " ممکن است برای جلب توجه اقدام به اين کارمی کنيد؟" نه سيد آل محمد! چنين چيزی ممکن نيست. مائی که نه اسم داريم نه چهره ونه معلوم می شود که هستيم وازکدام جهنم دره ای آمده ايم می خواهيم جلب توجه چه کسی را بکنيم؟ آقا، خطرما برای شما ازاينها بالاتراست: ما دربرابرجزم انديشی دينی خرد ورزی مستقل را قرار می دهيم. اميدوارم ازاين "کمينه" نرنجيد اگر صاف وپوست کنده برايتان بگويم که شما راهی جز بحث کردن با ما نداريد. اگر شما به آيه صادرکردن و تکفير دگر انديشان ادامه دهيد به همين روز روشن قسم که خودتان را افشاء کرده ايد.

 

پرسيده ايد که " دردرون قلب تان چه می گذرد؟ " پاسخ اين که دردرون قلب ما هم مثل درون قلب شما پمپاژجريان خون برقراراست. بنظر می رسد که منظور شما از قلب همانا مغزاست. اگر چنين است بايد بگويم سيد جان ازاين دست سؤال ها نپرس که خطردارد. مگربلا به نسبت سرکارعالی مامور تفتيش عقايد هستی که می خواهی بدانی در درون مغزما چه می گذرد؟ سيد نا اگرفکر می کنی ما اسمأ کافر وباطنأ مسلمان وخدا شناسيم، براستی سوراخ دعا راگم فرموده ای. ما سالهاست که به پيروی ازتجارب عينی وعلم وخرد بشری خود، مفهومی بنام دين (وبزرگترين جزم آن خدا) را سه طلاقه کرده ايم.

 

درپاسخ پرسش ديگرتان که " آيا از خداوند متعال نمی ترسيد؟" بايد عرض کنم که نه!  ما از نيروهای موهومی مانند خدا، ملائکه، شيطان، جن، ديو ونظايراينها نمی ترسيم چون همه محصول ذهن وشرايط اجتماعی ـ روانی بشرند. اما ازشما چه پنهان ما ازکسانی که خودرا وکيل ووصی خدا می دانند وبه اسم او آدم ها رامثل بــُز سر می برند، مثل کمان حلاج ها برخودمان می لرزيم وبهمين دليل است که با اجازه ی آن سيد محترم زير جــُلکی کار می کنيم وگرنه تکه بزرگ بدنمان گوش مان بود.

 

سيد جان حتمأ تا اينجا جواب سؤالات بعدی خودت را گرفته ای: آری ما ازقيامت هم نمی ترسيم. کسی که زيرخدا می زند، چه خوفی از قيامت می تواند  داشته باشد؟  مقاله ی مارا درباره ی قيامت بخوان تا بدانی که اين موهومات تا چه حد من درآوردی است. تايادم نرفته بگويم که واقعأ دلم برای تو سيد جواد ساده دل می سوزد که با اين باورداشت الکی وبی پايه که فردا بايد بامحمد (ص) علی (ع) روبرو بشوی وجواب پرس وسؤال آنها را بدهی، روزهای خوش دوران جوانی خودرا تباه می کنی. اگرکاری ازاين حضرات ساخته بود، جلو مردن خودشان را می گرفتند نه اينکه يک بار می مردندوبعد زنده می شدند وتو ومن را به صلّابه می کشيدند. سيد ساده دل! خيالت تخت باشد کلاهت را بگذارزيرسرت وبخواب:

"بازآمدنت نيست

چورفتی، رفتی."

 

سيد جان اگر بدت نمی ايد اجازه بده خدمتت معروض بدارم که جنابعالی يک هوا دچار خود پرستی شده ای. مگرما ازشما خواسته ايم که توبه کنيد که شما از ما می خواهيد توبه کنيم؟  شما چند يک ولايت هستی که فکرمی کنی خودت عقل کلی، نصيحت می کنی ومی خواهی آب توبه روی سرديگران بريزی؟ تا کی نبايد شما طبقه ی سادات وشيوخ انسان ها را همانطورکه هستند قبول کنيد. شما می توانيد نظرات ما را بريزيد بيرون وبا بحث منطقی (ويا حتی دينی) مطرح سازيد که ما اشتباه می کنيم، ولی حق نداريد به ما بگوييد توبه کنيد. آخرجانم عيسی به دين خودش، موسی هم به دين خودش وپری هم به بی دينی خودش. چرا بايد بجای بحث وانتقاد، نظرات خودمان را به ديگران تحميل کنيم؟

 

اينهم ازآيات ديگری که شما طلبه شيعه اهل قم برای ما وديگران صادرفرموده ايد: " دردنيا هيچ چيزبهترازاسلام نيست چون دين خوبی هاست. دين درستکاری، دين ايمان، نيکوکاری است." آقا جواد مشکل خردگرايان اين که همه اديان درمورد خودشان همين حرف را می زنند. شما هم غلط نکنم اين ادعای کشکی را يا از پدرومادر خود يا ازآخوندهای با درجه ی بالاشنيده ايد. ابوالعلاء معری، شاعرعرب از شهری بنام لاذقيه صحبت می دارد که گويا درمرز جهان اسلام ودنيای کفر قراردارد: مؤذن با صدای اذان حقــّــانيت اسلام را اعلام می دارد وناقوس زن کليسا با به ترنم درآوردن ناقوس باطل بودن اسلام وحقـّـانيت مسيحيت را. شاعرنتيجه می گيرد که:

"هرکسی دين خود را تاييد می کند

ای کاش شعورمن می رسيد."

راستی آقا سيد جواد شما که اسلام را بهترين می دانيد مگردرباره ی همه ی اديان با بی طرفی وبی غرضی مطالعه کرده ايد؟ راستی شما فکرمی کنيد که دربين هزارا ن مذهب جهان اسلام از همه بهتراست؟ ودربين مسلمانان، شيعيان؟ ودربين شيعيان علی ولی الله، فقط شيعه ی جعفری اثنی عشری (دوازده امامی)؟ پس تکليف بيش از پنج ونيم ميليارد نفرجمعيت کره زمين که نامسلمان و ناشيعه هستند چه می شود؟ جدأ فکرمی کنی اينها همه کافرند وبايد توبه کنند؟ راستی سرکار طلبه ی شيعه ی اهل قم چگونه می توانيد آب توبه روی سراين همه آدم بريزيد؟ راستی سيد محترم با اينهمه کافر، تو چکاربه کار ما کافرهای درجه ی دوم وطنی داری؟

 

درپايان اين عريضه، اگر اجازت فرمائيد من از شما به خود شما شکايت کنم: شما زمانی که به انسان شجاع، خرافه زدا، فرهنگ دوست ووطن پرستی مثل کسروی می رسيد، خيلی عادی می گوئيد " کسروی معدوم" ومی گذريد. زبانم لال نکند شما ترورناجوانمردانه ی فدائيان اسلام را "اعدام انقلابی" يا "اعدام شرعی" می دانيد؟ وگرچه رقص دراسلام حرام است بخاطرقتل افرادی مثل کسروی، مختاری، پوينده وغيره قــِردرکمر می آوريد؟ با اين حساب زمانی که سروکار کسروی خداشناس با گلوله های اسلامی است، سروکارما کفــّارحربی با توپ وموشک وبمب اتم خواهد بود. بنازم به اين مدارای اسلامی! ديگراينکه شما بد نيست يک کارت تبريک يا رقعه ی فدايت شوم برای خودتان بفرستيد: وقتی به کسروی می رسيد ازاو بنام "معدوم" ياد می کنيد وزمانيکه که به آخوند مطهری می رسيد می نويسيد " شهيدمطهری." ياد لوطی غلامحسين معروف به خير که می زد ومی رفصيد ومی خواند:

قربون ميرم خدارا

يک بام ودوهوا را

اين وربام سرما را

اون وربام گرما را

 

جناب آقای سيد جواد صفدری طلبه ی محترم شيعه ی حوزه ی علميه ی قم آيا وقت آن نرسيده است که برای تفريح هم که شده اندکی حجره ی تنگ وتاريک طلبگی قم را ترک گوئی، آفاق وانفس را سيرکنی وببينی دنيا (با تمام کج ومعوجی هايش وبا وجود بوش ها، صدام ها وخامنه هايش) چه پيشرفت هائی درزمينه ی علم وخرد کرده است تا جائی که امروز دربيش ازنيمی از کشورهائی جهان مجازات اعدام بطورکلی لغو شده وبا تکيه برحق زندگی کردن، هيچ کس را بخاطرهيچ کاری اعدام نمی کنند.

 

شما از ما می خواهيد که " سايت خدا پسندانه ای داشته" باشيم. بخاطرگل روی شما يک لحظه فرض می کنم که خدای بزرگواری وجود دارد ودرعرش برتختی زرين نشسته است. اگر چنين عقل کلی برجهان حاکم باشد، فکرنمی کنم سايت مارا نپسندد. ازنظرطراحی کسرندارد؛ مطالبش با تحقيق وبررسی نوشته شده است؛ ازعنوان کردن نظرات مخالف پروا ندارد؛ به نامه های وارده درحد امکان وضمن بررسی موضوعات مختلف وبرخأ غامض پاسخ می گويد. فکرنمی کنم چنين خدائی حتی به کمک جبرائيل وميکائيل واسرافيل اش می توانست سا يت کافررا بخوبی ما نگه داری کند ـ بخصوص با خرابکاری ها و نامه های فحش آميزی که ازچپ وراست می رسد. واما اين خداوند بخشنده ی مهربان اگر به اندازه ی يک دولتمرد دموکرات مدرن عقل وانصاف وقدرت تحمل داشته باشد ازسايت کفرآميزما ناراحت نمی شود، بلکه مارا به عنوان يک نيروی مخالف روی تخم چشمش هم می گذارد. بنابراين آقا سيد جواد سايت ما خدای شما را ناراحت نمــــــــی کند؛ آخوند های شما را ناراحت می کند وبهتراست بجای آنکه خواسته ی خودرا به نام خدا مطرح بفرمائيد، رُک وراست بفرمائيد که يک سايت آخوند پسند را بزنيد والا مادروپدرتان را آتش می زنيم.

 

درپايان ازاينکه ازپروردگارتان خواسته ايد که همه وازجمله ما کفار را " براه حق وحقيقت هدايت بفرمايد" ممنون ومشکور. ما هم برای شما آرزومی کنيم که ازقيل وقال وخشکی ويکنواختی حوزه ی علميه قم بدرآئيد وچندی هم خدمت می ومعشوق کنيد. نگران هم نباشيد؛ اگر دراين مسيرتازه وضع تان بهترشد ادامه دهيد والا در توبه ودرنتيجه درحوزه هميشه بروی شما  بازاست می توانيد هروقت بخواهيد به مکان اوليه ی خود باز گرديد.

 

با تقديم احترامات فائقه

پری دشتستانی

نوروز سال 1383 خورشيدی

 

 

 

 

 

 

.