به نام خدا

با عرض سلام

درباره تفسيري که درباره سوره نساء داشتيد مطالبي را عرض مي فرمايم.

1.                  گرفتن چهار زن براي کسي است که بتواند عدالت را به درستي در بينشان اجرا کند.

2.                  علت بودن چهار زن اين است که اگر جنگي پيش امد يا بنا به دلايلي تعداد زنان از مردان بيشتر شد(مانند زمان ما) زنان براي ارضاء نياز جنسي و تهيه خوراک به روسپيگري دچار نشوند.

3.                  ابتدا ايه ها را درست ترجمه بفرمائيدوسپس تفسير کنيد.

4.                  حوا وادم هر دو از يک گل افريده شدند نه حوا از پهلوي ادم.

5.                  ترس از خدا (از عدالت خدا ان هم به خاطر اعمال خود) بهترين پشتوانه براي ترک کارهاي ضد اخلاقي همچون دروغ ظلم و... است.

کافر همه را به کيش خود پندارد.

مطالب ديگر در باره نقد اين مقاله را ان شاء الله بعدا مي فرستم.

" در پيش روي ايشان حجابي واز پشت سرشان نيز حجابي قرار داديمو چشم هاي ايشان را پوشانديم(ايشان راه صواب را) نمي بينند بر ايشان يکسان است تو انان بترساني يا بيمشان ندهي ايمان نخواهند اورد" يس-10

به اميد جواب در سايت...

خدا حافظ

حميد رضا

 

پاسخ:

دوست عزيز

سلام وصد سلام برتو که بجای طرد وتکفير يک مشت کافرحربی برما منت گذاشتی، به پايگاه ما قدم رنجه فرمودی وبا ما به بحث وجدل نشستی. باوربفرما که بحث بين عالم اسلام ودنيای کفر به نفع هردوطرف است. بازهم برای ما بنويس وهرچه می خواهد دل تنگت بگو. واما می رسيم به پاسخ پرسش های شما:

 

1 ـ عدالت

اينجا ديگر شوخی فرموده ای. خداوند تبارک وتعالی با آن عظمت وقدرت لايزالی اش نتوانست بين بندگان خود عدالت برقرار کند وعده ای را بين آنان سرآمد ساخت وتازه بين سرآمدان، حضرت محمد را خاتم النبيين (آخرين پيامبران) وخيرالانام (بهترين مخلوقات) کرد. حضرت يعقوب با همه ی تقدس اش بين فرزندان خود فرق گذاشت ويوسف را برديگران ترجيح داد. حضرت ختمی مرتبت خوشگل ترين همسرخويش عايشه را به لقب حميرا مفتخرساخت، درحالی که بقول خود شما مسلمان ها با همسر پابه سن ترخود اُم هانيه (اگرچه دخترعمويش هم بود) حتی حاضرنشد همبستری کند. با اين تفسير، خنده داراست که ما ازآقای کافی يا حاج ماشاء الله قصّاب انتظارداشته باشيم نسبت به مثلأ چهار تا عقدی وچهل تا زن صيغه ای خود عادلانه رفتار کنند. بدبختی اين است که حضرت حقّ خود مرد تشريف دارند وهمه پيامبرانش ازجنس نرينه اند ولذا زمانی که می خواهند برای پيروان خود چند تاهمسراختيارکنند، احساسات همسرنخست را درنظرنمی گيرند. حتمأ يادت رفته که ما زنان به زن ديگر شوهران مان می گوييم "هوو" و اين کلمه حتی از لحاظ آهنگ صدا ترساننده ولرزاننده است.

 

2 ـ چند زنی درشرايط استثنائی

مشکل اين است که اولأ اين استثناء شما را علمای اسلاميه وفقهای اثنی عشريه ازصدراسلام تاکنون به صورت قاعده درآورده اند وبا اين دستاويزهرتعداد که دلشان خواسته عقدی وکنيزوجاريه وصيغه ای را اسيرشهوت سيری نا پذيرخود ساخته اند. دومأ اگرواقعأ شما طرفدارعدالت وبرابری هستيد، پس بايد قبول کنيد که چنانچه شرايطی پيش بيايد که تعداد مردان از تعداد زنان بيشترباشد، يک زن هم بتواند هرتعداد که بخواهد شوهر بگيرد. اين چگونه بامی است که دو جورهوا دارد؟

 

3 ـ ترجمه وتفسير

دوست عزيز فکرنمی کنم مشکل ازترجمه باشد. حتی فيمابين کسانی که درترجمه ی کلام خدا چهل سال درحجره های تنگ وتاريک دود چراغ  خورده اند، درترجمه اختلاف وجود دارد. مثلأ کلمه "عــَـلـَق" را درسوره ی العلق برخی خون بسته، بعضی زالو وعده ای علقه  وپيوند ترجمه کرده اند. ما هم اغلب درنقل آيات الهی چند ترجمه مختلف از آخوند های صاحب نسق را کنارهم گذاشته ايم وباوربفرما که چيزی را ازخودمان درنياورده ايم. بنظر من مشکل از تفسير است که درانحصارعلمای اعلام است وحتی آدم های لائيک حق ندارند که پا درکفش آقايان بکنند ونان را ازرويشان ببرند تا چه برسد به عده ای کافر مطلق بخصوص زمانی که عده ای زن ناقص العقل! هم بين آنها بــُر خورده باشد.

 

4 ـ آدم وحوّا

بازهم پسرجان مارا دست انداخته ای. کی به توگفت که "حوا وادم هر دو از يک گل افريده شدند نه حوا از پهلوي ادم"؟ درقرآن کريم چند جا (درسوره های بقره وآل عمران) از آدم اسم برده شده است ولی حتی بصورت نمونه وبرای خالی نبودن عريضه ازحوا به نام ياد نشده است تا چه برسد به خلقت او. هرجا که خدا مجبوربوده از حوا نام ببرد به آدم گفته "زنت" (وقلنا يا آدم اسکن انت وزوجک الجنه...: بقره آيه ی 35). بيخود نيست که امروزه مردان مسلمان ايرانی همسران خود را "والده ی بچه ها" صدا می کنند ويا به اسم پسربزرگترشان. وقتی خود خدا از بردن نام زنان درقرآن خود شرم دارد از بندگان او چه انتظاری هست. واما درمورد آفرينش حوا به معتبرترين و نزديکترين منبع اسلامی به زمان حضرت محمد، تاريخ طبری، مراجعه می کنيم : "وخدا آدم را دربهشت مقرداد که درآن تنها همی رفت وهمسری نداشت که بدو آرام گيرد ولحظه ای بخفت وچون بيدار شد زنی را بالای سرخود نشسته ديد که خدای ازدنده ی او خلق کرده بود." (تاريخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاينده، جلد اول، انتشارات اساطير، صحفه ی 63). اجازه دهيد نظری به يک منبع ديگر بيندازيم. درقصص الانبياء نوشته ی ابواسحق ابراهيم بن منصور درقرن پنجم هجری می خوانيم : "ونيز گفته اند ملک تعالی مر حوا را ازپهلوی چپ آدم آفريد دردنيا." (قصص الانبياء به اهتمام حبيب يغمائی، بنگاه ترجمه ونشرکتاب، تهران 1359 صفحه ی 12). دراين رابطه شاعرمتدين ومسلمان نظامی گنجوی درقطعه ای که درخسرو وشيرين برضد زنان سروده است ازهمين ديدگاه اسلامی تاثير گرفته است:

نشايد يافت درهرکوی وبرزن

وفا دراسب ودرشمشيرودرزن

زنان مانند ريحان سفالند

درون سو خــُبث وبيرون سوجمالند

زن ازپهلوی چپ گويند برخاست

مدارازجانب چپ جانب راست

 

5 ـ ترس ازخدا

راستی دوست عزيز اين چه مسلمانی است که عامل بحرکت درآورنده ی آن ترس است. اگر خدا مهربان است، چرا بايد ازاو ترسيد؟  مگر بلا تشبيه خدا مترسک جاليز است؟  چرا بايد ترس عامل انجام کار نيک باشد؟ بنظرمن اخلاقی که ضمانت اجرائی آن ترس است خود کمال بی اخلاقی است. ضمنأ چرا اين ترس درطول تاريخ اينهمه جنگ وجدال وقتل وجنايت بين پيروان اديان مختلف وحتی بين افراد معتقد به تفسيرهای مختلف ازيک مذهب آفريده است؟ نه دوست عزيز نبايد ترس را دربين مردم دامن زد. بايد برای دنيائی فارغ ازترس وانسانی آزاد ازآن تلاش ورزيد.

 

6ـ آيه ی 10 سوره ی يس

طبق اين آيه که شما آنرا بدرستی ترجمه فرموده ايد هيچ کس را نبايد بخاطر ارتکاب گناه مجازات کرد زيرا خدا خود پرده ای از نادانی ونا بينائی درجلو چشمان او قرار داده است وبه عبارت ديگر منبع شــّر خود خداست وبقول عين القضاة همدانی:

خدايا راست گويم فتنه از تــُست

ولی ازترس نتوانم چخيد ن

 

با درود وسپاس دوباره وبه اميد چيرگی روشنائی،

پری دشتستانی