سخنی
پيرامون
پيدايش جهان
آنچه که
درذيل می آيد
نوشته ای است
که ما آنرا به
زبان انگليسی
دريافت داشته
ايم:
نامه ی نخست:
افتخارمی
کنم که نام
خود را درصفحه
ی اول پايگاه
شما ديدم
وپيوندی که به
پاسخ ويژه به
من داده
بوديد. اين
بارمی خواهيم
برخی
ازبازتاب های
فکری خود را
درمورد خدا
وآفرينش با
شما درميان
بگذارم به
اميد آنکه شما
يا خوانندگان
تان آن را جالب
بيابيد. مجددأ
پوزش می طلبم
که ای ميل به زبان
انگليسی است.
دانش فيزيک
نجومی
(استروفيزيک)
رشته ای است
هيجان
برانگيز.
فيزيک نجومی
دانش ستاره
ها، کهکشانه
ها وجهان بطورکلی
است. من
بيشترين بخش
وقت آزاد خود
را به اين
کاراختصاص می
دهم. بدانسان
که می دانيم
نظم ويژه ی
ستارگان و
کهکشانه ها
بستگی به
تعادل ظريف
بين نيروی
جاذبه
وديگرنيروها
دارد. اگرجاذبه
نيروئی ضعيف
ترازآنچه هم
اکنون هست می بود،
دراينصورت
نظام سياره ای
مانند منظومه
ی خورشيدی ما
(که برای تحول
زندگی ضروری است)
اصلأ تشکيل
نمی شد.
ازجانب
ديگرقدرت
نيرومند تر
جاذبه باعث می
شد که سوخت
موجود
درستاره ها
چنان بسرعت
مصرف شود که
بازهم نظام
سياره ای
نتواند تشکيل
گردد.
بنابراين همه
موافقند که
جهان "طرحی"
دارد که آنرا
قابل زندگی می
سازد. ليکن
آيا اين به
معنی است که
يک طراح صاحب
شعور (خدا
ازديدگاه
مسيحيان
بيناد گرا) درپس
اين طرح است؟
پاسخ اين است
که الزامأ
چنين نيست.
دررابطه با
اينکه چگونه
جهان پيدايش
يافت دربين
متخصصين
نظريات
متفاوتی
وجوددارد. يکی
ازاين نظريات
که درانستيتو
تکنولژی
ماساچوست (يکی
از مشهورترين
مؤسسات جهان) تحول
يافت براين
مبناست که
همواره جهان
های تازه ای
درحال پيدايش
هستند. جهان
هائی که ازشرايط
مناسب
برخوردارنيستند،
مثلأ دارای
نيروی جاذبه ی
اندک يا
فراوانند، به هستی خود
ادامه نمی
دهند يا
ازدورن
متلاشی
خواهند شد يا
ما درسطحی
بسياروسيع
تربا نظريه
انتخاب طبيعی
داروين
سروکارپيدا
می کنيم.
درحال
حاضراين
موضوع
بطورقطع خيال
انگيز بنظرمی
آيد
وامروزازتوان
فنی ما خارج
است که آنرا
مورد ارزيابی
قرار دهيم.
ليکن جای
اميدواری است
که درآينده
بتوان آنرا
بصورت تجربی
مورد آزمايش
قرارداد. ليکن
اگرشما تحت
تاثير
پيشداوری های
مذهبی خود
قرار نگرفته
ايد، بيائيد
ودرباره موضوع
به انديشه
بنشينيد. آيا
اين موضوع
خيال بافانه
ترازاين ايده
است که برخی
ازنيروهای مرموزکه
قطعأ ناديدنی
هم هستند
ودراشباح
نهان گشته اند
به نوعی سرنخ
جهان هستی را
دردست دارند؟
براستی چگونه
اين نيروی
مافوق عمل می
کند؟ (من
هرگزپاسخی
برای اين پرسش
نيافته ام جزادعاهای
پررمزورازی
مانند اينکه
"مسائل غيرمادی
درماوراء درک
انسانی قرار
دارند."
با وجودی که
بين فيزيک
دانان درمورد
منشاء جهان
اتفاق آرا
وجود ندارد،
هيچ کس تلاش
نمی کند به
مسئله بدين
سان پاسخ گويد
که
اظهاربدارد
که پيدايش
جهان
کارخداست. خدا
را نمی توان
مورد سنجش
قرارداد
وآنرا تحت
فورمول بندی
رياضی درآورد.
متخصصينی که
به خدا اعتقاد
دارند نيک می دانند
که درمقالات
خود بايد
چيزقابل لمس
تری ارائه
دهند. اينکه
ايمان مقوله
ای است شخصی
نه علمی.
ليکن درهمين
سطح شخصی نيز
من با تضادی
اساسی روبرو
می شوم:
اگرخدا هيچ
نقشی درعلم
برای ايفا
کردن ندارد
(چنانکه
دربالا بدان
پرداخته شد)،
دراينصورت
چرا او بايد
درزندگی من
نقش داشته باشد؟
وجود خدا
هرگزتوسط علم
ثابت نمی شود.
دراينصورت
آنان که خود
را واسطه ی
بين خدا
وانسان می
دانند (حال
اعم ازاينکه
خود را يهودی،
مسيحی يا
مسلمان
بخوانند)، به
چه حقی برای
من تصميم می
گيرند که
خيروصلاح من
درکجاست و به
چه اعتباری
تهديد می کنند
که اگرمن
خيروصلاح خود
را رعايت نکنم
با انتقام
الهی روبرو
خواهم شد؟
بهرحال فعلأ
بس است. بازهم
تنيجه
افکارخودرا
چناچه آنرا قابل
استفاده می
دانيد خواهم
فرستاد.
ارادتمند
پرويز
نامه ی دوم
مدتی است که
با شما نامه
نگاری می کنم.
هم اکنون می
خواهم
افکارخود را
درمورد رابطه
ی بين علم
وفلسفه با شما
درميان
بگذارم. اين
درحوزه درنقطه
ای با يکديگر
تلاقی خواهند
کرد. من
انديشه ی
مشخصی دارم که
ميل دارم آن
را تحت عنوان
"ندانم گرايی
وفيزيک" به
رشته ی
تحريردرآورم.
نکته ی اصلی
اين است که
کيهان شناسی
مدرن درمورد
پيدايش جهان
ساکت نيست. نه
تنها نظراتی
هستند که با
اين پيشنهاد
هما هنگی
دارند که جهان
ما صرفأ بصورت
تصادفی
پيدايش يافت،
بلکه رويدادی
نبود که
معمولأ يک بار
اتفاق می
افتند.
همانطورکه کيهان
شناسان
بسياری وجود
دارند، تعداد
بی شماری جهان
نيز وجود
دارند. تا به
امروز اين تنها
تئوری است که
با تمام
کشفيات
فيزيکی
هماهنگی دارد.
ودليل اينکه
جهان
اينقدردرنظر
ما با نظم
وانتظام می
آيد
وازديدگاه
مسيحيان ومسلمانان
بنياد چنين
بنظرمی رسد که
با "طرحی هوشمندانه"
ساخته شده
است،
بسيارآسان
است. زندگی
درجهان هائی
که ازشرايط
درست
برخوردار نيستند
نمی تواند
تحول بيابد.
ازآنجا که ما
ديگر جهان ها
را نديده ايم
چنين بنظرمان
می آيد که
جهان توسط کسی
به گونه ای
مهيا شده است
که برای ما
قابل زندگی
کردن باشد.
احتمالأ
ديگرجهان ها
شرايط مهيا
برای زندگی
ندارند. بی
هيچ مايه ی
شگفتی اگرشما
موجود زنده
هستيد بايد
درجهانی زايش
می يافتيد که
شرايط زندگی
درآن مهيا می
بود.
حال
دربحبوحه ی
همه ی اين مسائل
اگر يک فرد
خداشناس
اصرارکند که
دست خدا بايد
درپشت همه ی
اين تحولات
باشد. من هرگز
با او بحث
وجدل نمی کنم.
درست
همانطورکه
برخی ازافراد
هنوزهم اصرار
می کنند که
ارواح شيطانی
به نوعی مسئول
بيماری های
مغزی است که
موجب صرع می
شود، هيچ راهی
وجود ندارد که
ثابت کنم که
آنها اشتباه
می کنند.
دليل اينکه
من درنگ می
کنم که مطالب
خود را برای
شما بصورت ای
ميل بفرستم
اين است که به
چندين صفحه
بالغ خواهند
شد ومی دانم
که شما ازلحاظ
ترجمه کردن
مطالب مشکل
داريد. من نمی
توانم آنها را
به فارسی
بفرستم. با
وجود اين اگر
شما بتوانيد
آنها را ترجمه
کنيد، فکرمی
کنم خوانندگان
تان مطالب را
جالب خواهند
يافت.
من برايتان
يک پيوند
اينترنتی می
فرستم تا کسانی
که به موضوع
علاقمند
هستند به آن
مراجعه کنند.
لينک های ديگر
را می توانيد
در"گوگل" با نوشتن
کلمات ذيل
پيدا کنيد:
Cosmology
Multiuniverse
Parallel Universes
با
آرزوهای خوش
برای شما
درمبارزه تان
عليه خرافات،
پرويز