گفتگوی پری و پارميس

 

 با درود فراوان به پری عزیزم

پری جان از اینکه شنیدم بیمار شده بودی بسیار افسرده شدم. اما از اینکه می شنوم دوباره سالم و سر حال هستی بسیار خوشحالم. من قلم تو دوست عزیز را بسیار دوست دارم. وقتی سایت کافر دیر به دیر به روز می شود، اضطرابی سراپای وجودم را می گیرد.چون هم تو هم استوار غلام دانایی و هم دکتر روشنگر برایم عزیز هستید. ای کاش برای شما امکان پذیر بود که با ما مکاتبه داشته باشید. تا بتوانیم سایت کافر را پربارتر کنیم. من می توانم قسمتی از روز جمعه را برای ترجمه مطالبی برای سایت اختصاص دهم. کتابها و مقالات زیادی هم دارم که می توانم از آنها استفاده کنم. اما چون امکان مکاتبه با شما وجود ندارد، نمی دانم شما اولویت رابه چه مطالبی می دهید. مثلا دوست بسیار عزیزی کتابی به من هدیه کرده است به نام the impossibility of god.   مقاله های زیادی هم از برتراند راسل دارم. اما نمی دانم حقیقتاً ترجمه مطالب پراکنده تأثیری دارد یا خیر. چون خودم فکر می کنم اگر یک کتاب را به صورت دنباله دار ترجمه کنیم خیلی مفید خواهد بود.  برای پربارتر شدن سایت من هر کمکی از دستم بر بیاید ، دریغ نخواهم کرد.

دوستدار شما

پارمیس

 

پارميس عزيزم

رويت را می بوسم وبرايت بهترين آرزوهای زندگی را دارم. اميدوارم درراه خطرناک، دورودراز وپرپيچ وخمی که درپيش داريم هرروزبيش ازروز پيش رويش کنی. ازسلامتی من نگران نباش که به قول دشمنان "بادمجان بم آفت ندارد" وبه گفته ی دوستان "هزارباده ی نا خورده دررگ تاک است."

 

درحال حاضر بنا به دلايلی مکاتبه ی مستقيم را مقدور نيست. ليکن اطمينان دارم که دپرزمانی نخواهد پاييد که با هم مکاتبه خواهيم داشت و به قول ناظم حکمت يکديگررا ملاقات خواهيم کرد ودرکنارساحل با هم خورشيد را نظاره خواهيم نمود.

 

کتاب "امکان ناپذيری خدا" اثرمشترک مايکل مارتين وريکی مونيير هم تازه است وهم ارزنده ای. نظرمن هم درست مثل نظرخودت هست: بهتراست انرژی خودمان را درراه به ثمررساندن يک کارپايداروپايه ای بگذاريم تا کارهای پراکنده. من خود يک کاردرازمدت دررابطه با زندگی وآثارفيلسوفان زن دردست دارم که ممکن است درزمان زنده بودنم به پايان نرسد. ليکن جای هيچ غمی نيست. اگرپری نباشد پارميس خواهد بود وهمراه با ديگرياران پرچم روشنگری را دربلندترين چکادهای زندگی برخواهد افراشت.

 

آرزوی شخصی من اين است که عزيزانی مثل تو که دستی به قلم دارند، درباره زن وحقوق زن بنويسند وتمام انرژی وهمت خود را صرف روشنگری جامعه بخصوص زنان بنمايند. مشکل اغلب ما زنان ايرانی دراين است که به ارزش وتوان خود آگاهی نداريم واين افسانه ی پوچ ودروغ تاريخی را پذيرفته ايم که زن دردنيای علم وفلسفه فروترازمرد است ومرد بايد برای او تصميم بگيرد. با اين فريب دين مداران است که ما خود را اسيرطلسم بی سوادی، بی تصميمی وبی عملی کرده ايم. بايد اين طلسم را ضمن مطالعه وتحقيق شبانه روزی بشکنيم. جامعه ای به اوج خرد ورزی می رسد که زنان آن ازهرنوع اسارت (بويژه اسارت روحی وفکری) آزاد باشند.

 

 دررابطه با ترجمه، پارميس جان به دونکته توجه کن: نخست اينکه بايد قبل ازترجمه کتاب را ازاول تا به آخربخوانی وپس ازاتمام آن اثررا آنقدردوست داشته باشی که گويی ازآن خودت است. دراينصورت عاشقانه ترجمه خواهی کرد وترجمه ی اثرمثل فرزندت خواهد بود. دوم اينکه دقت کن کتاب را کسی قبلآً ترجمه نکرده باشد. بهرحال اگرتصميم به ترجمه ی اثربالا گرفتی ما بتدريج آنرا درسايت منتشرخواهيم کرد ويکی ازما، درحد توان، ترجمه ات را با متن اصلی مقايسه خواهد کرد وما نظرات مان را با تودرميان خواهيم گذاشت.

 

آثاربرتراند راسل واقعاً ارزنده وروشنگرانه هستند. من شخصاً عاشق راسل هستم. برخی ازکتب ومقالات اومانند "چرا مسيحی نيستم؟" و"تاريخ فلسفه ی غرب" قبلا به فارسی ترجمه شده اند. مقالات کوتاه راسل درمورد خدا برای مردم ما آموزنده هستند. راستی آيا بحث اورا بايک کشيش مسيحی درمورد دلايل اثبات وجود خداخوانده ای؟ ميدانی که راسل  مثل ميرزای خودمان "اگنوستيک" (ندانم گرا) بود نه ملحد؟

 

پارميس جان من چند سال پيش کتابی خواندم ازمارک تواين تحت عنوان "نامه هايی اززمين" که واقعاً به دلم نشست. تکه ای ازاين کتاب تحت عنوان "دعای جنگ" درهمين سايت درج شده است. کافی است به اينترنت مراجعه کنی ونام انگيسی کتاب واسم نويسنده را بنويسی. همه ی اين نامه ها را که با "وُرد" انگليسی نوشته شده است پيدا خواهی کرد. در گوگل تايپ کن:

Letters from the Earth by Mark Twain

من در آن سال های تلاش کردم اين نوشته را به فارسی برگردانم، ولی کتاب به موضوعات واصطلاحاتی اشاره داشت که برای فارسی زبان نا آشنا بودند. بعدها هم کارهای ديگری دردست گرفتم ودوستان دست مرا درحنای اين سايت گذاشتند وچنانکه افتد ودانی "دست خاتون درحــَنا او کی سلحشوری کند." ترجمه ی "نامه هايی اززمين" به مترجمی مثل ميرزا حبيب اصفهانی مترجم نابغه ی اثرمعروف جيمزموريه "سرگذشت حاجی بابای اصفهانی" نيازدارد که دربند کلمات وعبارات نباشد ومفاهيم را به فارسی برگرداند. پارميس جان خواهش می کنم اگروقت کردی برای لذت شخصی هم که شده يک باراين اثررا بخوان.

 

بهرحال عزيزم مواظب خودت باش که ناکسان خردستيزهمه جا درکمين اند. با بوسه های فراوان وبه اميد ديدار،

پری